فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار درباره وبلاگ سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد. آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان علامه حلى رحمه الله گويد: آن حضرت در روز جمعه سيزدهم ماه رجب سى سال پس از عام الفيل در كعبه به دنيا آمد، و جز آن حضرت هيچ كس نه قبل و نه بعد از حضرتش در كعبه زاده نشد، و در آن هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سى سال داشت. شنبه 3 فروردين 1392برچسب:مولود کعبه, :: 17:11 :: نويسنده : هیچی!
شيخ حسين نجف جعل الله بيته لعلى «خداوند خانه خود را زادگاه على ساخت. وه چه مقام والايى كه نظير ندارد»! «زاده شدن او در كعبه فضيلتى است كه هيچ پيامبرى حتى سروران رسولان صلى الله عليه و آله و سلم نيز با او در اين فضيلت شركت ندارد». سيد على نقى هندى لكم يكن في كعبة الرحمن مولود سواه «در خانه كعبه خدا جز او مولود ديگرى به دنيا نيامده، زيرا وى برتر از آن است كه در ميان خلايق در والايى نظيرى داشته باشد. و خداوند در آيات محكم قرآن از او ياد كرده است، آيا پس از اين شخص گول خورده و نادان درباره او سخنى دارد؟ نمىدانم». «فاطمه (بنت اسد) در حالى كه به بهترين جنين حامله بود پيش آمد، جنينى كه از نور پاك آفريده بود نه از نطفه بى مقدار، و جلوه گاه لاهوت در ميان عالميان فرود آمد، حال چگونه در ميان پهلو و سينه قرار داده شد؟نمى دانم». «فاطمه دعا كنان پيش آمد در حالى كه از الطاف خداى لطيف بخشنده درد زاييدن او را به سوى درخت خرما مىكشانيد، و او با احشائى دردمند آفريدگار خود را صدا زد. اما چگونه ناليد، چگونه زار زد، چگونه آه و ناله كشيد؟ نمىدانم». «جز اين نمىدانم كه پاسخ كعبه اين بود كه لبخندى به او زد و از اين لبخند درى در ديوار خانه گشوده گشت.فاطمه داخل شد و صدف مژده شكافت و خرد ناب از آن بيرون جست.من تنها همين را مىدانم و جز اين چيزى نمىدانم». «چگونه بدانم حال آنكه او سرى است كه خردها در آن سرگشتهاند، و او با آنكه امروز پديد آمده ولى از قديم اصل الاصول بوده است. او مظهر خداست بى آنكه اتحاد و حلولى در كار باشد، و غايت ادراك و فهم آن است كه بدانم كه نمىدانم». «آن طفل پاكيزه يعنى على عليه السلام ديده به جهان گشود و چه كسى را ياراى آن است كه با او در بلندى پهلو زند؟ پس گروهى درباره او هدايت يافتند و گروهى ديگر به راه ضلالت و حيرت رفتند. آيا گروههايى گمراه شدند كه پنداشتند او حقا خداست، يا آنكه اين جنون عشق بوده است كه مجازات ندارد؟ نمىدانم».
پيوندها
|
|||
![]() |